الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
749
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
را بىحرمت كردند در آن و تو را دروغگو شمردند و به تو دشنام دادند با اينكه هيچ كدام كشندهء پدر خود را هم در آن تعقيب نمىكردند ، و از نظر پيروى آثار ماههاى حرام نسبت به شهر مكه ، امنيت را در آن مراعات مىكردند و آن را بست مىشمردند ولى نسبت به رسول خدا ( ص ) در آن بىحرمتى روا داشتند كه از ديگران روا نمىداشتند و خدا آن را بر آنها عيب شمرد و هم از آن حضرت است كه مقصود از والد و ولد ، آدم ( ع ) است و پيغمبران و اوصياء و پيروان از فرزندانش . در اين خبر والد را امير المؤمنين تأويل كرده و ولد را ائمهء طاهرين ( ع ) و اين يكى از توجيهات آيه است و از بطون آن به آنها سوگند ياد كرده از نظر احترام و شرافت . از مجلسى ( ره ) - شايد مقصود اين است كه آنچه در بارهء امير المؤمنين و ائمه نازل شده است از آيات محكمات است ولى آن كسانى كه دل آنها كجى دارد دنبال متشابهات مىروند و آنها را به ائمهء خود تأويل مىكنند با اينكه تأويل متشابهات را جز خداوند و ائمه ( ع ) نمىدانند ، يا اينكه در اين بطنِ آيه ضمير « منه » به پيروان و مذكورين در كتاب بر مىگردد . و مقصود اين مىشود كه برخى از پيروان قرآن آيات محكمهاند و برخى ديگر متشابهه ، و ممكن است « من » دلالت بر سبب كند و مقصود اين باشد كه به سبب قرآن دو دسته مسلمان پديد شدند و دستهء متشابه جو اعمال بد و زشت خود را تأويل و تفسير كردند يا مقصود تشبيه ائمه است به آيات محكمه و تشبيه شيعهء آنها به پيرو آيات محكمه و تشبيه دشمنانشان به آيات متشابهه از نظر اين كه وضع آنها در نظر مردم و پيروانشان مشتبه بود و از نظر فتنه و دنياطلبى و به حساب تأويل كردار زشت آنان دنبال آنها رفتند و شايد معنى اول اظهر باشد و اين حديث خود از متشابهات احاديث است و تأويلش را جز خدا و راسخان در علم ندانند . پايان نقل از مجلسى ( ره ) .